الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
55
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
* مراد از عبارت ( و يظهر من ذلك ما فى كلام صاحب المعالم . . . ) چيست ؟ ظهور يك اشكال است بر كلام صاحب « معالم » بر اساس آنچه بيان شد . * صاحب « معالم » در رابطهء با حجّيّت اجماع و نظر فقها راجع به آن چه فرموده است ؟ فرموده است : در شگفتم از غافل بودن برخى از علما از چنين اصلى ( كاشفيت از قول معصوم ) و اينكه چگونه سهلانگارى كرده و هنگام نيازشان در مسائل فقهيّه به اجماع ، آن را ادعا مىكنند و در اين ادعاها گاها از معناى اصطلاحى اجماع عدول كرده و آن را اتفاق برخى از علما دانستهاند بدون اينكه قرينهاى براى آن در كلامشان نسب كنند و حال آنكه هيچ دليلى بر حجيت چنين اتفاقى ندارند و معذلك آن را به جاى حجت نقل كردهاند . * به نظر شيخ چه اشكالى بر اين كلام صاحب معالم وارد است ؟ دو اشكال بر كلام ايشان در اين مقام وارد است : 1 - اينكه ايشان فرمود : اصحاب در اطلاق لفظ اجماع مرتكب سهلانگارى شده و اتفاق الكل را بر اجتماع برخى از علما اطلاق نموده است و اين به خاطر غفلتى است كه كردهاند . 2 - و اينكه فرمود : چرا در مقام نقل دليل ، لفظ اجماع را اطلاق نمودند و لفظ ديگرى براى آن انتخاب نكردهاند . * پاسخ شيخ از اشكال اوّل صاحب المعالم چيست ؟ اين است كه : تساهل و تسامح در اينجا بجا و خالى از اشكال است و نمىتوان آن را ناشى از غفلت دانست و گفت كه آنها اغراء به جهل كردهاند ، چرا ؟ زيرا همانطور كه : بر مستدل لازم است كه در مقام استدلال ، آنچه را ادعا مىكند با آوردن حجت و دليل آن را مستدل و محكم كند . ايشان نيز مرادشان از آوردن اجماع ، نقل حجّت است و از آنجا كه مناط و ملاك حجيت ( يعنى : اشتمال بر رأى امام يا كشف از آن در اتفاق مورد نظر ) نيز در آن وجود دارد ، نيازى به قرينه نداشته و مسامحة از آن تعبير به اجماع كردهاند و اين امر ناشى از غفلت نمىباشد . * پاسخ شيخ به اشكال دوم صاحب معالم چيست ؟ مىفرمايد : و اما سر اينكه نام اين اتفاق را اجماع گذاردند اين بود كه از ابتدا بنا را بر اين گذاشتند كه منابع فقه چهار امر باشد ، و هر دليلى الزاما به يكى از اين چهار امر راجع باشد . لذا : چون اتفاق مزبور به اجماع نزديكتر بود آن را مندرج در مصاديق و افراد اجماع نمودند و اين يك مبنائى است در ميان آنان كه بدان عمل مىكنند .